شن | یک | دو | سه | چهار | پنج | جم |
---|---|---|---|---|---|---|
<< < | > >> | |||||
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
- امروز: 2
- دیروز: 4
- 7 روز قبل: 16
- 1 ماه قبل: 76
- کل بازدیدها: 3666
برای تماشای کلیپ اینجا را کلیک کنید.
با همه توجهي که زن ايراني به ويژه به عنوان مادر در داخل خانه از آن بهره مند بود، به ندرت در انظار عمومي ظاهر مي شد. در نظام حقوقي ساسانيان با زن در همه موارد نه به عنوان عامل، بلکه به عنوان موضوع حقوقي رفتار شده است. البتّه توجه معطوف به وي به تدريج، حتي اگر شرايط قديمي به صورت صوري هم حفظ مي شد، افزايش مي يافت. اين پيشرفت که به موازات افزايش تضمين حقوق بردگان در عصر ساساني ادامه داشت)، (1) در داستان عاشقانه روابط خسرو دوّم با سوگلي(مسيحي) وي شيرين نيز انعکاس مي يابد. در اغتشاشات قبل از بر تخت نشستن يزدگرد سوّم حتي براي مدت کوتاهي شاهزاده خانم آذرميدخت حکومت را در دست داشت.
معهذا در سراسر آسياي غربي(به علاوه بيزانس) نظريات تندي درباره موقعيت زن در انظار عمومي انتشار يافت و اين، خود دليل آن بود که اصولاً عقايد در اساس ملايمتر اعراب به تدريج از بين مي رفت و معجّب کردن زنان و محدود کردن آنان در حرم جايگزين آن مي شد. در نواحي دور دست ايران سنتهاي قديمي ساسانيان نيز به هر حال برقرار بود و بنابراين، زن در آزادي عمل خود بسيار محدود ماند. در ديلم در پايان قرن چهارم هجري قمري/ دهم ميلادي زنان اجازه داشتند فقط شبها و در لباس سياه از خانه خارج شوند. (2) و از طبس در کوير نمک گزارش شده است که هنوز در سال 444هـ/1052 م هر زني که با مردي غير از خويشاوندان خود صحبت مي کرد مجازاتش مرگ بود(3) در گيلان- مانند اغلب فرهنگهاي ابتدايي- کارهاي مشکل کشت و زرع به زنان واگذار مي شد.(4) اين موقعيت سخت و غيرعادلانه زن منتج بدان شد که اعراب تصور کنند که قرآن(5) نيز زنان را به مثابه وسيله اي در نظر مي گيرد و اجازه مي دهد که با زنان اسير، بدرفتاري شود.(6) اين امر گهگاه مجدداً بدين نتيجه مي رسيد که هر اميري- مانند برادر معروف و زورگوي حاکم خوارزمشاهي- تصور کند که مي تواند رعايايش را به تسليم زنان و دختران زيباي خود مجبور سازد، (7) و يا اينکه به اين نتيجه مي رسيد که فرقه المقنع، رسم زنان مشترک(زناشويي گروهي؟) را بين خود معمول کنند.(8)
اين نوع محدوديت و در تنگنا قراردادن زن برخلاف برداشت ديگر نواحي مانند طبرستان بود، که هر 14 روز يک بار بازار هفتگي در پريم تشکيل مي شد و به پسران و دختران جوان اين فرصت را مي داد که با يکديگر آشنا شوند. اين بدان معني بود که در بين اين جمعيت روستايي- و هنوز بيشتر زردشتي- حجاب هنوز به مرحله ي عمل درنيامده بود.(9) نظريات قديمي اعراب نيز گوياي چنين امري است، به طوري که زن حاکم خراسان در هنگام بازگشت پيروزمندانه حارث(پسرعمويش؟) از جنگ با ترکان، در انظار عمومي هديه اي به وي تقديم کرد.(10)- البته در تمام اين موارد گزارشهاي موجود بسيار مختصرتر از آنست که بتواند اين مسأله را روشن کند که تا چه حد آنچه راجع به رابطه مرد با جنس مخالف در بين اسکان يافتگان، کوچ نشينان، مهاجران به شکل پراکنده و مجتمع، متأهلان، مجردان، نجيب زادگان و غيره مي دانيم، جنبه ي عمومي داشته است.
امّا به ويژه توجه قديمي و موروثي در مقابل مادر، زمينه را آشکارا در جهت ايجاد موقعيت احترام آميزي براي زن هموار کرد. مادر مرزپانِ اسير باعث شد که تجّار، پسرش را با لباس مبدّل آزاد کنند(43-342هـ/54-953م)، (11) مادر صمصام الدوله آل بويه فرزند را به هنگام شکستش در لشکرکشي خوزستان تسلّي مي داد(384هـ/994م)، (12) و مادر مجدالدّوله آل بويه که بخاطر او، حکومت را در ري موقتاً اداره مي کرد، و پس از قيام پسر ديگرش شمس الدوله به او کمک کرد و او را به جاي مجدالدوله، برتخت نشانيد(97-396هـ/7-1006م)، (13) همچنين از پيرزناني گزارش شده است که آنها واهمه اي نداشتند که شخصاً به حاکم مراجعه کنند، تا مجازات مأموران خاطي را طلب کنند (در نزد محمود غزنوي).(14)
تحول شديد براي رسيدن به آزادي بيشتر، و تا حدي رهايي کامل از قيود را نفوذ ملل ترک با خود به ايران و به طور کلي به آسياي مقدم آورد. ترکان تا آن زمان، به ويژه قبل از تماس با اسلام، محدوديتهاي کمتري براي زنان قايل بودند، و همينکه خود را به سرعت با تمدن آسياي مقدم همآهنگ ساختند، به زنان نيز به طور کلي ميدان وسيعتري براي حضور در انظار عمومي داده شد. اکنون نه فقط زنان مي توانستند خود را به وسيله فعاليتهاي نيکوکارانه مشهور سازند و مساجد و مدارس وقف کنند، (15) بلکه پيوسته به شکلي فزاينده، اگرچه سياست نامه خطري در اين امر مي بيند، نقشي سياسي نيز ايفاء مي کردند.(16) ترکان خاتون، يکي از بيوه هاي ملکشاه به برادر شوهر خود اسماعيل(حدود سال 486هـ/1093م) پيشنهاد ازدواج داد تا بدين وسله بتواند کوشش کند که در تحولات سياسي، در جهت منافع پسرش محمود، تأثير بگذارد.(17) زن محمد حاکم سلجوقي(512-498 هـ/1118-1105م) وزير حاکم نيز بود(18)، و مادر ارسلان سلطان سلجوقي، که در سال 570هـ/1174م درگذشت، در تشکيلات اداري دولتي نفوذ يادي داشت؛ او حتي احتياجات سپاه را برآورده مي کرد و در لشکرکشيها شرکت داشت.(19) اين جسارتها طبيعتاً بي خطر هم نبود، چنانکه همسر بر کيارق طي نبردي کشته شد(488هـ/1095م)(20). به طبع آزادي بيشتر، امکان، به وجود آمدن روابط غيرمجاز را به همراه نيز آورد.(21) وزير برکيارق حتي اين حق را به خود داد که پس از شکست در نبردي به حرم سلطان پناه ببرد و چنين کرد (بدون اينکه با عاقبت اسفناکي روبرو شود.)(22) البتّه بر طبق اسامي حکام عصر سلجوقي، هيچ زني در دوره فرمانروايي اين سلسله به حکومت نرسيده است. اين امر نکته اي است که ابتدا نزد قراختائيهايي که از آسياي شرقي آمدند (566هـ/1170 م)(23) و به شدت تحت تأثير فرهنگ چيني قرار داشتند، و سپس نزد مغولان نيز کاملاً قابل مطالعه است.
مقدمه:
پيروي از مجموعه ي استانداردهاي موجود در بين بشر، باعث زندگي زيباتر و با کمترين تزاحم براي ديگران مي شود و چه استانداردي بالاتر از کلمات شيواي ائمه معصومين (عليهم السّلام) که در اين مقاله به بررسي اجمالي دسته اي از آن اصول مي پردازيم.
1- درخواست زندگي زيبا و پسنديده
امام سجاد مي فرمايد: (اللهم إنّي أسئلُکَ حُسن المعيشَةَ، مَعيشَةَ أتقوَّي بها علي جَميعِ حوائجي…) (1)
«خداوند از تو معيشتي نيک درخواست مي کنم، معيشتي که با آن به همه ي نيازهايم برسم…»
2- سخت کوشي و کار براي زندگي سالم
قال الصادق: (إنِّي أُحِبُّ أن يَتَأَذَّي الرَّجُلُ بِحَرِّ الشَّمس في طَلَبِ المَعيشَةِ.) (2)
«من دوست دارم که مرد در راه جستجوي معيشت از حرارت آفتاب رنج ببرد.»
3- مدارا در زندگي
قال الصادق (عليه السّلام): (إذا أرادَ الله عزّوجلّ بِأهل بيت خيراً رَزَقَهُمُ الرِّفقِ في المَعيشَةَ.) (3)
«چون خدا خير خانواده اي را بخواهد، ملاحظه داشتن در معيشت و مصرف را روزي ايشان مي کند.»
4- تعادل در امور اقتصادي در زندگي
قال الصادق (عليه السّلام): (لِيَکُن طَلَبُکَ المَعيشَه فوقَ کسبِ المُضَيِّع…) (4)
«تلاش تو در راه کسب معاش بايد فوق عمل مسامحه گري باشد که بر اثر سستي حق کار را ضايع کرده است.»
5- برنامه ريزي و اندازه گيري در زندگي
قال الصادق: (لا يصلح المَرءُ المُسلِم إلّا بِثَلاثٍ التَّفَقُّه في الدِّين وَ التَّقدير في المعيشَةِ و الصَّبرُ عَلَي النَّائبَةِ.) (5)
«انسان مسلمان صالح نشود مگر به سه چيز: دانايي به احکام و دستورات دين و حدّ نگهداري در امر معيشت و پايداري در مصيبت ها.»
6- جابه جايي منزل سختي زندگي
قال الصادق (عليه السّلام): (مِن مُرِّ العَيشِ النَّقلَةُ مِن دارٍ إلي دارٍ.) (6)
«از جمله سختي هاي زندگي، جا به جا شدن از منزلي به منزل ديگر است.»
7- توجه به لوازم زندگي
قال النبي (صلي الله عليه و آله و سلم): (يا علي العيشُ في ثلاثِه دارٍ قَوراءَ و جاريةٍ حسناءَ وَ فَرَسٍ قَبَّاءَ.) (7)
«يا علي زندگي در سه چيز است: خانه ي وسيع، زن زيبا و سواري راهوار.»
8- حسد تباه کننده ي زندگي
قال علي (عليه السّلام): (الحَسَدُ يُنَکِّدُ العَيشَ.) (8)
«حسادت، زندگي را سخت و دشوار مي گرداند.»